بازگشت
نویسنده : سالمی::
88/8/16:: 3:25 عصر
به نام حضرت دوست که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست.
سلام . به همه دوستانی که ما رو فراموش نکردند. پاییز اومده و دوباره هوا داره سرد می شه امیدوارم توی این هیاهوی آنفولانزای خوکی شما سالم و سلامت باشید و مراقب یا علی
---------------------------------------------------
بازگشت
نویسنده : سالمی::
88/2/27:: 8:36 صبح
بیشتر بهشتیان افراد ساده و بی نیرنگ هستند. پیامبر اکرم(ص)
ساده و بی نیرنگ! کلمات عجیبی هستند. مخصوصا توی این دوران. دورانی که همه
سعی می کنند سر هم کلاه بذارند و از اعتماد هم سوء استفاده کنند. به راستی
که کم هستند اهالی بهشت با این وصف. زمانه بدی شده. دیگه سادگی یک حسن به
حساب نمیاد. ما آدمها خیلی بد شدیم. انگار همه چیز رو فراموش کردیم، دیگه
همه اون چیزهایی که یک زمون فضیلت به حساب می اومدند از زندگی ما حذف شدند
و اگر هم یکی پیدا بشه و بخواد درست زندگی کنه و هنوز یادش نرفته که کیه و
از کجا اومده بقیه مسخره اش می کنند.
یه نمونه به روزش همین انتخابات پیش
رو.
چرا بعضی از کاندیداها به خودشون اجازه میدن برای برنده شدن دیگران رو تخریب شخصیت کنند؟ به قول قدیمی ها مشک آن است که ببوید....
اینجور افراد به نظر من آدمهای بی همتی هستند طبق آن حدیث که نمیدانم کدام معصوم فرموده اند: "کسانی که غیبت می کنند انسانهای بی همتی هستند". واقعا سخن زیباییست البته اگر بیاندیشیم. خلاصه دوره و زمونه بدی شده یا بهتره بگم آدمها بد شدند. خیلی فاصله گرفتیم از خوبی ها و خوب زندگی کردنها. سخته ولی خیلی شیرین و زیباست برگشتن به سادگی و بی ریایی و انسانیت. راستی رفقا آماده اید برگردیم؟ هر کی حاضره بگه یا علی!
---------------------------------------------------
سفر
نویسنده : سالمی::
88/2/7:: 11:56 صبح
چند روزه دلم بدجور هوای سفر کرده. دلم میخواد به کوه و جنگل بزنم و چند وقت از این شهرهای پر از هیاهو دور باشم. شهرهایی که خیلی وقته خیلی چیزها رو فراموش کردند. یا بهتره بگم ما شهر نشینها خیلی چیزها رو فراموش کردیم. همه وقتمون صرف این میشه که چطور پول در بیاریم و بعدش چطور خرجش کنیم. حالا بماند که اینقدر واسه خودمون چاله کندیم که باید کلی بدویم تا بتونیم پرشون کنیم. بعد هم میگیم زندگی سخته. بله منم موافقم که زندگی سخته. در واقع اینجور که ما داریم زندگی می کنیم اگه سخت نباشه باید تعجب کرد. خیلی وقته معنی عشق و محبت و ایثار و فداکاری و در یک کلمه معنی زندگی رو فراموش کردیم. مثل همه کلمه هایی که یه روزی از زبان روزمره حذف میشن و فقط میشه اونا رو توی کتابهای قدیمی پیدا کرد. البته شاید خیلی ها موافق نباشند ولی من فکر می کنم تنها استفاده لفظی از این کلمات نشون دهنده این نیست که ما اونا رو فراموش نکردیم. بلکه وقتی توی رفتارمون نشونشون نمیدیم خودش همه چیز رو روشن میکنه. یه مثال ساده چند وقته توی اتوبوس جای خودمون رو به یه آدم مسن که توان ایستادنش از ما کمتره ندادیم؟ یا اینکه وقتی خسته از سر کار بر میگردیم چند بار تا حالا خستگیهامون رو پشت در گذاشتیم و با روی باز وارد خونه شدیم تا دل خانوادمون رو به دست بیاریم. همه اینا مثال های ساده ایه که میشه خیلی روش فکر کرد. راستش رو بخواین فکر می کنم خیلی وقته که یادمون رفته مسلمونیم و صد البته شیعه. نمیدونم با این حال و روزی که داریم باز هم ادعای منتظر بودن رو میتونیم داشته باشیم؟ شاید بد نباشه چند وقت از خودمون سفر کنیم، شاید یه چیزایی تغییر کنه و آسمون زندگیمون آبی تر بشه.
---------------------------------------------------
بهار
نویسنده : سالمی::
87/12/26:: 12:57 عصر
امسال زمستان خیلی زود جای خودش را به بهار داد و درختها خیلی وقت است که گل کرده اند و سبز شده اند. کاش می شد ما هم مثل درختها گل کنیم و سعی کنیم بهتر از پارسال باشیم.
ای کاش حال که سال نو میشود ما نیز نو شویم. انسانی نو، انسانی بدون کینه و دشمنی، بدون خشم و نفرت، بدون غرور و خود پسندی و در یک کلمه خلیفةالله شویم به معنای واقعی آن. ای کاش میشد فراموش کنیم اگر کسی در حقمان بدی کرد و شویم آیینه صفات الهی. کاش میشد وقتی یا مقلب القلوب را میخوانیم قلوبمان به بهترین حال منقلب شود. و وقتی یا محول الحول را زمزمه میکنیم، بهترین حال که همان حال عشق الهی است نصیبمان شود و وقتی یا مدبر اللیل و نهار را میگوییم، بدانیم که بهترین تدبیرها از آن خداست و فقط اوست که شایسته ستایش و سپاس است و اوست که باید از دل و جان پرستیدش.
معبودا، یک سال دیگر هم گذشت و تو همچنان ما را در پناه لطف خود روزی میدهی ای مهربان بیهمتا. از تو میخواهم که نظر عنایت از ما برنگیری و به خود وامگذاریمان که جز تو کسی را نداریم.
پروردگارا سالِ در پیش رو را از بهترین سالهای عمرمان قرار ده و گناهانمان را بیامرز و از لطف و کرمت بر ما رحم فرما یا ارحم الراحمین.
---------------------------------------------------
غفلت
نویسنده : سالمی::
87/12/20:: 10:47 صبح
الهی کفانی فخراً ان تکونَ لی ربّا و کفانی عزّاً ان اکونَ لکَ عبداً انتَ کما اُرید فاجعلنی کما تُرید.
آیا به راستی کدام یک از ما واقعا می دانیم که چقدر بنده خداییم؟ کدام یک از ما روزانه حتی لحظه ای به این می اندیشیم که اگر کمتر از لحظه ای خداوند ما را به خود واگذارد هستیامان به باد میرود؟
ما بندگان خوبی نیستیم. زمانی که در راحتی و آسایش به سر میبریم محبوب را فراموش کرده و سرگرم دنیای خاکی خود میشویم. ولی وای به روزی که غم و غصهای یا مصیبتی بر ما فرود آید. شکایت میکنیم از خدا که چرا چنین شد و انگار نه انگار که ما حق طلبکار بودن را هم نداریم، چون آنچنان بندگی نکردهایم که توقع رحمت داشته باشیم. اما باز هم خدا به رویمان نمیآورد و باز هم ما را در آغوش لطف و رحمت خویش میگیرد. ولی ما باز هم فراموشش میکنیم تا مصیبتی دیگر....
کاش ما هم کمی همانطور بودیم که او میخواست.
پروردگارا ما را به خودمان وا مگذار!
---------------------------------------------------
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
---------------------------------------------------